" در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه های مهاجر،
زیباست.
در نیمروز روشن اسفند،
وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد،
در اطلس شمیم بهاران،
با خاک و ریشه
ــ میهن سیارشان ــ
در جعبه های کوچک چوبی،
در گوشه خیابان می آورند
جوی هزار زمزمه در من،
می جوشد:
ای کاش ...
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه های خاک)
یک روز می توانست،
همراه خویشتن، ببرد هر کجا که خواست.
در روشنایی باران،در آفتاب پاک. "
(دکتر شفیعی کدکنی)
(عکس از ایران مانیا)
ســــــال نـــــو همــگــــی مبــــارک.
+ نوشته شده در دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 2:53 قبل از ظهر  توسط علی
|
+ نوشته شده در دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط علی
|
+ نوشته شده در شنبه 19 اسفند1385ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط علی
|
" ... یاد بعضی نفرات، روشنم می دارد
قوتم می بخشد،ره می اندازد
و اجاق کهن سرد سرایم، گرم می آید از گرمی عالی دمشان.
نام بعضی نفرات،
رزق روحم شده است
وقت هر دلتنگی، سویشان دارم دست
جرئتم می بخشد،
روشنم می دارد. "
(نیــمـــا)
آخرین پیام دکتر مصدق به ملت ایران(لینک)
پ.ن: راستی مث اینکه اخبار بیست و سی دیشب هم عکس دکتر روگذاشته بوده و زیرش نوشته بوده:"عزیز سفر کرده" و بعد هم خبر مراسم احمدآباد رو خونده و عرض تسلیت چهلمین سالروز وفات مصدق.هر چند میشه دلیلش رو با توجه به اوضاع و احوال فعلی حدس زد ولی این هم چیزی از تعجب آدم از این اقدام سیما کم نمی کنه. حیف شد که ندیدم از اون فرصتا و چیزاییه که شاید هیچ وقت دیگه تکرار نشه!
+ نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط علی
|
شوکران
دیدن این عکسا (و بقیه که کار آقای هادی تبریزی از خبرگزاری ایسنا هست و از اینجا کل مجموعه عکسا قابل دسترسیه) خیلی سخته و بدجوری آدم رو عذاب می ده ... و بدبختانه انگار هیچ راه حلی هم براش متصور نیست.
حتما اونایی که هم مسولیت دارن و هم کلی داعیه و باید که نسبت به این موضوع حساس باشن و کاری بکنن ( البته در جهت حل مساله و نه پاک کردن صورت مساله که انگار دیگه اینجا یه امر عادی و معمول شده) تا حالا از این صحنه ها و تصاویر زیاد دیدن، میشه ازشون پرسید که راستی "زیر پوست این شهر" لعنتی چرا انقدر نکبت و سیاهه؟
پاسخی و از اون مهمتر،پاسخگویی هسـت ؟؟؟


+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط علی
|